خواجه نصير الدين الطوسي
ديباچهء چاپ دوم 7
اخلاق محتشمى ( فارسى )
سياست افلاطون كه آن را جمهورى خوانده و چندان درست هم نيست ( مقالهء من در مجله دانشكدهء ادبيات تبريز دربارهء همين كتاب ، 8 : 4 ص 350 - 361 ) به عربى ترجمه شده و بگفتهء ابن نديم ( 306 ) حنين آن را تفسير كرده است . چنان كه ياد كردهام ابن رشد تلخيص و گزيدهاى از آن دارد كه همان سموئل مرسيلى در 1321 آن را به عبرى درآورد و يعقوب مانتينوس پزشك يهودى طوسى براى پاپ پولس سوم در 1539 اين يكى را به لاتين درآورده است ( ديباچهء چاپ رزنتال ) اخوان الصفاء در رسائل بخش 4 رسالهء 11 ( 4 : 324 و 440 ) در دو جا از افلاطون آوردهاند نخستين آن دو از مقالهء دوم سياست است ( ك 2 بند 360 ) . نواميس افلاطون را حنين و يحيى بن عدى ترجمه كردهاند ( ابن نديم 306 ) عامرى در السعادة و الاسعاد ( 179 و 189 و 253 و 374 ) و بيرونى در الهند ( ص 80 و 95 و 318 و 323 چاپ دكن ) بندهايى از آن آوردهاند . از سخنان بيرونى برميآيد كه او ترجمهء خود نواميس را در دست داشته است نه گزيدهء آن ولى عامرى را نمىدانم . اكنون براى ما گزيدههاى فارابى و ابن الطيب در النكت و الثمار الطيبة ( فيلم 5078 دانشگاه ) و يك گزيدهء گمنام ديگر در سه مقاله از آن مانده كه بدوى در noissimsnarT ( ص 45 ) از آن ياد كرده و در افلاطون فى الاسلام چاپ كرده است . چنان كه دونلوپ در ديباچهء فصول مدنى فارابى مىنويسد ( ص 17 ) شهريار نامه يا پوليتيكوس افلاطون يكى از مآخذ فارابى در اين كتاب بوده است . پس ميتوان از آن هم در تفسير اخلاق ناصرى كمك گرفت . فارابى در فلسفهء افلاطون ( ش 18 و 25 و 27 ) از پوليتيكوس و سياست و نواميس او يادى نكرده است . نميدانم الرسالة الكبرى فى السياسة از فيلسوف كندى و السياسة الكبير و السياسة الصغير سرخسى ( ابن النديم 318 و 321 ) گرفتهء از افلاطون است يا ارسطو . آداب الملوك سرخسى كه مانند تاج منسوب به جاحظ است و سياست ايرانى است . الحسبة الكبير و الحسبة الصغير او هم هم شايد بروش ايرانى باشد . جالينوس از ده كتاب سياست افلاطون گزين كرده است در دو بخش : نخستين در چهار كتاب دومى از كتاب پنجم تا دهم همانكه آن را جوامع ميخوانند و آن را حنين بن اسحاق ترجمه نموده است ، مانند جوامع جالينوس از دوازده مقالهء نواميس افلاطون كه ترجمهء او است . ابن رشد گويا از هر دو جوامع او و شايد هم از تلخيص نواميس فارابى يا ابن الطيب بهره برده و نخستين جوامع ياد شده را در سه مقاله تلخيص كرده است ( رزنتال 9 و 12 و 13 و 17 ) . متن عربى تلخيص سياست ابن رشد يا جوامع سياسة افلاطون به نام « افلاطون كه فى ثلث